جمعه , 23 مرداد 1405 - 2:00 قبل از ظهر

سینمای ایران و امام رضا(ع): از روایتِ زائر تا غیبتِ قهرمان

نسبت سینمای ایران با امام رضا(ع) بیش از آنکه بر بازنمایی چهره و زندگی تاریخیِ آن حضرت استوار باشد، بر تصویر کردن رابطهٔ مردم با ایشان شکل گرفته است؛ رابطه‌ای که در سفر، زیارت، نذر، توسل، خدمت، دلتنگی و امید جلوه می‌کند.

در این آثار، امام رضا(ع) غالباً در قاب دیده نمی‌شود، اما حضورش مسیر روایت را عوض می‌کند. گنبد طلایی در انتهای خیابان، صدای نقاره‌ها، دستی که به پنجره فولاد می‌رسد یا زائری که پس از سال‌ها سرگردانی آرام می‌گیرد، جای حضور مستقیم شخصیت مقدس را گرفته است.

نتیجه این رویکرد: از یک سو، سینما به تجربهٔ شخصی و ملموس مردم نزدیک می‌شود؛ از سوی دیگر، بخش بزرگی از زندگی تاریخی، اندیشه، مناظرات علمی، ولایت عهدی و سیره اجتماعی امام هشتم کمتر به زبان سینمای داستانی ترجمه می‌شود.

مسیر تاریخی: از «نشانه» تا «مرکز ثقل»

۱. حرم به‌عنوان مقصدِ فرعی

سابقه حضور مشهد و حرم به دهه‌های پیش بازمی‌گردد:

  • «قیصر» (مسعود کیمیایی): سفر به مشهد، عهدی خانوادگی و نشانهٔ بازگشت به آرامش.
  • «دو چشم بی‌سو» (محسن مخملباف): پیوند شفای فرزند نابینا با توسل به امام رضا(ع).
  • «کیمیا» (احمدرضا درویش): مشهد و حرم بخشی از جهان عاطفی شخصیت رضا (خسرو شکیبایی).
  • «به آهستگی» (مازیار میری، ۱۳۸۴): تصویر حرم در پایان، فرجام جست‌وجوی مردی گرفتار میان قضاوت دیگران و وفاداری.

از میانه دهه ۱۳۸۰، حرم از یک نشانه فراتر رفت و به مرکز ثقل چند فیلم تبدیل شد.

۲. مستند «رضای رضوان» (مجید مجیدی، ۱۳۸۴)

مجیدی به‌جای بازسازی واقعه تاریخی یا معجزه‌نمایی، دوربین را به سوی خادمان و کفشداران حرم برد. حرم این‌جا مجموعه‌ای زنده از روابط انسانی است و معنویت در رفتار روزمره (خادمی، احترام به زائر، لذت خدمت) جست‌وجو می‌شود. همین نگاه، اثر را از تولیدات مناسبتی جدا می‌کند.

۳. سه‌گانه زائران معمولی (رسول صدرعاملی، ۱۳۸۶–۱۳۸۸)

جدّی‌ترین مجموعه سینماییِ دو دهه اخیر درباره زیارت:

  • «هر شب تنهایی»: عطیه (لیلا حاتمی)، مجری رادیویی که پس از بیماری به بن‌بست رسیده، همراه همسرش (حامد بهداد) به مشهد می‌رود. امتیاز فیلم: تحول تدریجی و درونی است نه شفای ناگهانی؛ عطیه پیش از انتظار شفای جسم، به آشتی با زندگی می‌رسد.

  • «شب»: گروهبان جوانی مأمور انتقال مجرمی سالخورده است و ناگزیر شبی را در مشهد با او می‌گذراند. مجرم نه تطهیر می‌شود و نه گذشته‌اش به‌سادگی پاک می‌شود؛ خواسته‌اش فقط زیارت است. فیلم میان رحمت معنوی و مسئولیت زمینی مرز می‌گذارد و حضور سه نسل بازیگری (انتظامی، شکیبایی، حیایی) را به صحنه می‌آورد.«در انتظار معجزه»: زن و شوهر در آستانه فروپاشی، همراه دختر خردسال به مشهد می‌روند؛ اما این اثر نسبت به دو فیلم پیشین از انسجام و تأثیرگذاری کمتری برخوردار بود.

    ۴. «آسمان هشتم» (حسن نجفی، ۱۳۸۹)

    دامنه‌ جغرافیایی زیارت را از مرزها فراتر برد؛ قصه زنی مسلمان از جمهوری آذربایجان که همراه فرزندانش برای درمان پسر بیمارش به مشهد می‌آید. ایدهٔ فرامرزی بودن فرهنگ رضوی قابل توجه است، اما اجرا به اثری ماندگار در حافظه عمومی تبدیل نشد.

    ۵. «دعوتنامه» (مهرداد فرید، ۱۳۹۵)

    نگاهی متفاوت به حاشیه‌های اجتماعی شهر زیارتی: شخصیت محوری مردی درمانده است که از جیب زائران دزدی می‌کند. فیلم نشان می‌دهد سینمای رضوی لزومی ندارد درباره زائری پاک باشد؛ حتی سوءاستفاده‌گر از اعتماد زائران می‌تواند در مرکز روایت قرار گیرد (با بازی آذرنگ، حجار و فراهانی).

    ۶. «بدون قرار قبلی» (بهروز شعیبی)

    از مهم‌ترین فیلم‌های اخیر؛ داستان یاسمن، زنی ساکن آلمان، که پس از مرگ پدر برای رسیدگی به میراث به مشهد بازمی‌گردد. زیارت این‌جا با مهاجرت، حافظه خانوادگی، پدر، وطن و هویت پیوند می‌خورد. نقطه قوت: حضور امام رضا(ع) به نمایش‌های مستقیم محدود نمی‌شود، بلکه در رفتار مردم و پیوند میان زائران جریان دارد.

    • نمایش: ۱۸ بهمن ۱۴۰۰ در جشنواره فجر؛ اکران عمومی خرداد ۱۴۰۱. حضورهای بین‌المللی نشان داد روایت رضوی می‌تواند برای مخاطب خارج از ایران هم قابل دنبال کردن باشد.

    ۷. «آبی روشن» (بابک خواجه‌پاشا، ۱۴۰۲)

    تازه‌ترین فیلم شاخص؛ محصول ۱۴۰۲، رونمایی در جشنواره فجر و اکران از خرداد ۱۴۰۳. با کشف قطعه‌ای فیروزه کمیاب، حاج‌یونس — صاحب معدن و معتمد شهر — قصد دارد آن را به حرم پیشکش کند و در مسیر خادمی قرار گیرد، اما گذشته و مناسبات خانوادگی مانع می‌شود.

    فیلم بیش از آنکه درباره رسیدن هدیه‌ای مادی به حرم باشد، درباره معنای رضایت است: یونس پیش از خدمت در حرم باید با حق‌هایی که بر گردنش مانده روبه‌رو شود. ارادت این‌جا در رعایت حق‌الناس، پذیرش مسئولیت و جبران گذشته معنا می‌یابد.

     چه چیزی تغییر کرده است؟

     

    دوره عناصر محوری
    فیلم‌های قدیمی‌تر شفا، توسل، «رسیدن به حرم»
    آثار متأخرتر مهاجرت، هویت، رابطه پدر و فرزند، بخشش، مسئولیت، حق‌الناس

    نکته کلیدی: فیلم از شعار فاصله می‌گیرد وقتی شخصیتش، پیش از زائر بودن، انسانی واقعی با تردید، ضعف، گذشته و انتخاب باشد. در چنین روایتی، حرم محل پاک‌سازی مکانیکی مشکلات نیست؛ فضایی است که انسان را وادار می‌کند خودش و تصمیم‌هایش را دوباره ببیند.

 

الگوی تکرارشونده و یک غیبت بزرگ

الگوی مشترک: انسانی گرفتار به مشهد می‌آید، با حرم و زائران مواجه می‌شود و دچار تحولی درونی می‌شود. این الگو در بهترین نمونه‌ها آثاری ماندگار ساخته، اما تکرار آن خطر تبدیل سینمای رضوی به مجموعه‌ای از قصه‌های مشابه را دارد.

جای خالی: ظرفیت زندگی و سیره امام رضا(ع) بسیار گسترده‌تر از روایت‌های شفا و سفر است؛ هجرت مدینه به مرو، مناسبات با مأمون، ولایت عهدی، مناظرات علمی، ارتباط با پیروان ادیان، اخلاق اجتماعی و تأثیر بر جغرافیای فرهنگی ایران — هر کدام می‌تواند مبنای یک فیلم تاریخی، سیاسی یا بین‌المللی باشد.

تلویزیون با مجموعه «ولایت عشق» (مهدی فخیم‌زاده، ۱۳۷۹) تجربه‌ای مستقیم‌تر ارائه کرد، اما سینمای ایران هنوز فیلم بلند تاریخی شاخصی که تماماً به زندگی و شخصیت آن حضرت بپردازد، تولید نکرده است.

چرا این غیبت؟ نه فقط ملاحظات مربوط به نمایش شخصیت‌های مقدس؛ بلکه هزینه بالای تولید تاریخی، دشواری تحقیق، حساسیت‌های محتوایی، کمبود فیلمنامه مستحکم و نگرانی از افتادن در بیان شعاری، فیلمسازان را به روایت‌های معاصر و غیرمستقیم سوق داده است.

راهی که هنوز ادامه دارد

نشانه‌های امید: رونمایی از پوستر پانزدهمین جشنواره ملی فیلم رضوی (۱۴۰۵) و انتخاب بهروز شعیبی به‌عنوان دبیر؛ شعیبی با تجربه «بدون قرار قبلی» بر ابعاد تازه و متفاوت زندگی امام رضا(ع) تأکید کرده است.

گام بعدی اما صرفاً افزایش تولید نیست. آنچه به ماندگاری اثر می‌انجامد، فیلمنامه‌ای است که پیش از انتقال پیام، قصه‌ای محکم داشته باشد، شخصیت‌هایی باورپذیر خلق کند و اجازه دهد معنویت از دل کنش، انتخاب و روابط انسانی شکل بگیرد.

یادآوری پایانی: بهترین فیلم‌های دو دهه گذشته، حرم را به کارت‌پستالی از گنبد و گلدسته تقلیل نداده‌اند؛ در آن‌ها حرم شخصیتی نادیدنی است — قهرمانی خاموش که سرنوشت آدم‌ها را به جای آن‌ها تغییر نمی‌دهد، اما فرصتی می‌سازد تا خودشان تصمیم دیگری بگیرند.

سینمای ایران قاب‌های ماندگاری از زائران امام هشتم ساخته است؛ از عطیه بیمارِ «هر شب تنهایی» و مجرم سالخوردهٔ «شب» تا یاسمن مهاجرِ «بدون قرار قبلی» و حاج‌یونسِ «آبی روشن». اکنون شاید زمان آن رسیده که دوربین، در کنار روایت زائران، یک گام به تاریخ نزدیک‌تر شود و از زندگی، اندیشه و جهان امامی بگوید که میلیون‌ها ایرانی خود را با نام و حرم او پیوندخورده می‌دانند.

نتیجه یک‌خطی: سینمای رضوی بیش از آنکه «قهرمانِ غایب» (امام رضا) را به تصویر کشیده، «زائرِ حاضر» را روایت کرده است؛ و به همین دلیل، گام بعدی این سینما، نزدیک شدن به خودِ تاریخ و سیره است.

درباره ی مهدی فتحی

مطلب پیشنهادی

از تبریز تا نیویورک؛ مستند مانی حقیقی درباره چیست؟

جدیدترین مستند مانی حقیقی با عنوان بلند «مرا عاشق چنان باید که هر باری که برخیزد قیامت‌های پرآتش ز هر سویی برانگیزد» که در بخش اصلی جشنواره نیویورک رونمایی می‌شود، گفته میشود که «یک اثر سینمایی است که مرزهای سنتی مستند را درهم می‌شکند.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *