پس از موفقیت کمنظیر «پوست شیر» در جذب مخاطبان شبکه نمایش خانگی، برادران محمودی این بار با سریالی تازه به نام «یل» به پلتفرم فیلمنت بازگشتهاند؛ مجموعهای معمایی-جنایی به کارگردانی جمشید محمودی، نویسندگی مشترک او با رضا بهاروند و تهیهکنندگی نوید محمودی.
تغییر جغرافیا: از تهرانی معاصر تا دهکدهای در دهه ۵۰
تفاوت بنیادین «یل» با تجربه پیشین سازندگان، تغییر آشکار بستر وقوع درام است. قصه این بار بهجای خیابانهای شلوغ پایتخت، به روستایی دورافتاده به نام «پشته» در بستر زمانی دهه ۱۳۵۰ خورشیدی منتقل شده است. آرامش پوشالی این محیط بسته با ناپدید شدن و قتل مرموز دختران جوان در هم میشکند و فضای عمومی را آکنده از ترس، بدگمانی و شایعه میسازد.
طرح داستانی حول محور بحرانهایی شخصی و خانوادگی شکل میگیرد؛ سهراب (با بازی میلاد کیمرام) با واقعهای تلخ و ویرانگر روبرو میشود و سرنوشت او با حضور مرموز ملک (نوید محمدزاده) پیوند میخورد. قتلها در اینجا تنها ابزاری برای شوک لحظهای نیستند، بلکه قرار است پرده از کینهها و گذشتههای تاریک اهالی بردارند.
کشش معما؛ برگ برنده شروع سریال
بزرگترین امتیاز افتتاحیهٔ «یل»، کنترل هوشمندانه جریان اطلاعات است. روایت بدون تعجیل در پاسخدهی زودهنگام، بذر معما را در ذهن مخاطب میکارد؛ شخصیتها هر یک تکهای از پازل را پیش چشم دارند و حقیقت به شیوهٔ قطرهچکانی به تماشاگر عرضه میشود. این بازی تعلیقآمیز با حفظ کشمکش میان دانستهها و ندانستهها، ریتم لازم برای یک اثر پلیسی-معمایی را تا اینجای کار تضمین کرده است.
با این حال، ورود به جهان گذشته ظرافتهای مضاعفی میطلبد. یکی از لغزشهای ملموس در دو قسمت اول، ضعفهای موردی در فضاسازی بومی-تاریخی دهه پنجاه و دستپاچگی در معرفی اولیه خطوط داستانی است؛ جایی که طراحی بافت روستا و لحن گفتار برخی کاراکترها گاه از حس و حال تاریخی اثر فاصله میگیرد.
گروه پرشمار بازیگران و محک شخصیتپردازی
«یل» از منظر چینش بازیگران یکی از پرستارهترین مجموعههای سال است. حضور نوید محمدزاده و میلاد کیمرام در رأس هرم بازیگری در کنار چهرههایی چون پردیس احمدیه، بابک حمیدیان، حسین یاری، ندا جبرائیلی، مجتبی پیرزاده (در نقش جمشید زمرد)، محسن قصابیان، رویا جاویدنیا، سهیلا رضوی، علی اوسیوند، مهدی نصرتی، پیمان مقدمی، پولاد مختاری، مهبد جهاننوش و دیگر هنرمندان، دست پرِ سازندگان را در هدایت تیپها نشان میدهد.
اما وزن سنگین نامها بهتنهایی تضمینکننده ماندگاری نقشها نیست. سریال در قسمتهای آتی موظف است این نامها را از قالب تیپهای تثبیتشده آثار معمایی (مردان خشمگین، قربانیان سرگردان یا آدمهای مرموز) به شخصیتهایی چندبعدی و واجد روانی متمایز ارتقا دهد؛ شخصیتهایی که مخاطب سرنوشت فردی آنها را فراتر از رمزگشایی معمای قتلها دنبال کند.
رهایی از فرمول آشنا یا تکرار موفقیت؟
گرچه ابتدا شایعاتی درباره اسپینآف بودن این مجموعه از کاراکتر «رضا پروانه» شنیده میشد، اما «یل» داستانی یکسره مجزا دارد. با وجود این استقلال مضمونی، ردپای عناصر آشنای «پوست شیر» از رنج فقدان، خشونتهای ناگهانی و انتقام خانوادگی گرفته تا شیوه ایجاد کلیفهنگرها در پایان هر پرده به وضوح در ساختار دراماتیک آن دیده میشود.
این نزدیکی ساختاری شمشیر دولبه است؛ هم عطش مخاطبان شیفته هیجان را فرومینشاند و هم زنگ خطری است برای به دام افتادن در کلیشهها و تکرار فرمولهای امتحانپَسداده. برادران محمودی برای تثبیت اعتبار خود، باید نشان دهند که کوچ آنها به «پشته» در دهه پنجاه، فراتر از یک تغییر لوکیشن تزیینی، تلاشی اصیل برای پیریزی یک درام مستقل و باهویت در شبکه نمایش خانگی است.
پاکنویس پایگاه خبری